spacer

مشق شب

spacer

Tuesday, December 30, 2003

پروردگارا!
به من ارامش ده
تا بپذيرم انچه را نمي توانم تغيير دهم
دليري ده
تا تغيير دهم انچه را كه مي توانم تغيير دهم
بينش ده
تا تفاوت اين دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم كه دنيا و مردم ان مطابق ميل من رفتار كنند

(جبران خليل جبران )



Friday, December 26, 2003

بني ادم اعضاي يكديگرند....

كجاست بم؟
كجاست شهري كه به داشتن اركش شهرت داشت
به داشتن خرما....
مركبات....و و و
كجاست مردمانش!!
كجاست كودكانش !!
ديگه صداي بچه ها رو از تو كوچه كسي نمي شنوه
كجان؟
چرا رفتن؟
چرا با هم؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟

كريسمس بر همه شما عزيزان راهرو روح القدس مبارك!!!!!!!!

امشب در يك جمع صميمي و پر شكوه در يك كليساي مقدس شاهد جشن تولد عيسي مسيح
و جشن كريسمس بودم قلبهاي پاك و صميمي و انسانهاي والا مرا خيلي تحت تاثير قرار داد
همه تحت تاثير قرار گرفتيم بخصوص مسلمانان!!!
حس خوبي داشتم...................
نميدونم چي بنويسم بايد بوديد و حس ميكرديد.
شبي بياد موندني بود
جاي همه شما خالي بود....



Wednesday, December 17, 2003

پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگهاي هوا
پر قاصدهايي است كه خبر مي ارند
از گل وا شده دور پري

ادم اينجا تنهاست
تنهاست
تنهاست



Saturday, December 13, 2003

قاصدكها خموشند
انان را پيامي نيست
از سكوتشان اما
داستانها تعبير مي كني
مرا سكوتي نيست ولي
كز ان قصه ها تعريف كني
مرا تنها حقيقتي است
كز ان مهر خموشي بر دهان ميزني و
لب ها به دندان مي گزي.



Wednesday, December 10, 2003

بياييد در اين باب نينديشيم كه چه داريم
بلكه بدان بينديشيم كه چه هستيم.

(شوپنهاوئر)


spacer